ملا محمد مومن كرمانى

366

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

و تائب به قلم داده بود . و بندگان سپهسالار نيز به اين‌كه از سفر كعبه معاودت نموده ، و در خصوص مراقبت حال او نيز - كه حسب الرقم مبارك از مصدر جاه و جلال امر و مقرر شده - بنابر مضمون رقم اقدس ، مراعات او را منظور نظر خيريت منظر مىداشت . و او نيز از راه ارادت و اخلاص پيش‌آمده ، بناء خدمتگذارى و بندگى گذاشته ، نوعى حسن اخلاص خود را جلوه مىداد كه - بندگان سپهسالار - مكرر از او معذرت‌خواهى ايام سلف را مىفرمودند . و جماعت غلجائى و شورابكى - كه سابقا بناى خلاف و طغيان گذاشته بودند نيز ، ظاهرا به آنها اظهار و تكليف خدمتگذارى - در جزو آنچه منظور بود - ارشاد مىنمود . بنابر پيش‌رفت امور خود نيز در خدمت بندگان سپهسالار تعهد نمود كه : من متعهد مىباشم كه تمامى سرحدات را مطيع و منقاد ، و من بعد از احدى امرى كه منافى دولت‌خواهى و صلاح‌انديشى باشد - به ظهور نرسد [ b 50 ] ، و دائم الاوقات با تمامى سركردگان و سرخيلان افاغنه در مشورت ، و با همگى بيعت ، و بناى خلطه و اتحاد گذاشته . عالم شاه افغان و ولدان او را - كه به كاروانسرادارى « 1 » مأمور بودند - نيز با خود همدست ، و امر مزبور را بالطوع و الرغبة به آنها مسلم داشته ، خود در خدمت بندگان سپهسالار به جهت آنها واسطه ، و عرض نمود كه : چون من الحال از امور دنيايى تايب و نادم مىباشم - و شاه عالم نيز با من برادر و يك‌دل و يك‌جهت ، و همگى بنده و مخلص اين آستان رفيع الشان [ هستيم ] استدعاى اين پيرغلام آن است كه امر مزبوره را به شاه عالم و ولدان او مسلّم ، و حسب السعى او ، نيز امر سلطنت هزاره را به ولد ارشد شاه عالم - كه نسبت به امير خويشى سببى داشت - مرجوع ، و

--> ( 1 ) - احتمالا : كاروان سالارى .